بسم الله الرحمن الرحيم پيروزي نهايي حق بر باطل فقط با ظهور يار
| ||
عباس خراسانی (مدرس دانشگاه علامه طباطبائی) غریزه جنسی یکی از غرایزی است که خدای متعال در انسان قرار داده است. این غریزه، عطیهای الهی و امری طبیعی و فطری است. قرآن کریم گرایش زن و مرد به یکدیگر را اقتضای ساختار آدمی و نخستین کالای زیبا و آراسته دنیوی شمرده است؛ «برای مردمان، علاقه به خواستنیهای گوناگون مثل علاقه به زنان و... آراسته شده است.» (سوره آلعمران، آیه ۱۴) 3. مایه آرامش [ پنج شنبه 17 فروردين 1391
] [ 19:22 ] [ علی امیری ]
[ ؛خواستگاری به طور معمولی از سوی مرد یا خانواده او صورت می گیرد. آیات قرآنی مساله خواستگاری را به مرد نسبت می دهد ولی این بدان معنا نیست که زنی نتواند از مردی خواستگاری کند. البته درباره خواستگاری دختران نمی توان به این قاطعیت سخن گفت. هر مردی می تواند از هر دختری خواستگاری کند.از داستان حضرت شعیب (ع) و موسی (ع) در قرآن استفاده می شود که خواستگاری از طرف خانواده دختر (نه دختر) نیز صورت می پذیرد. گزینش و انتخاب همسر در همه جوامع بر پایه آداب و رسومی خاص انجام می گیرد. همین آداب و رسوم است که ازدواج را به شکلی قانونی و بیرون از دایره زنا قرار می دهد. زناشویی زمانی معنا و مفهومی سالم و درست می یابد که اشخاص هر فرهنگ و جامعه در محدوده آداب و سنت های فرهنگی خویش چه ساده و چه پیچیده عمل کنند. در روایتی آمده است که شخصی از یاران و اصحاب امام صادق (ع) با وی همراه می شود. در میانه راه شخصی را می بیند و به عللی نسبت زنازادگی به وی می دهد.
حضرت امام صادق از رفتار همراه خویش شگفت زده می شود و از وی می خواهد دلیل خویش را در نسبت ناروایی که به شخص داده بیان کند. وی می گوید که این شخص بیرون از دایره اهل کتاب و اسلام است بنابراین بر پایه قوانین الهی و آموزه های آن ازدواجی میان پدر و مادرش انجام نشده است، از این روست که می توان او را زنازاده دانست. آن حضرت (ع) توضیح می دهد که هر کسی بر پایه قوانین و آداب و رسومی که در جامعه ایشان رواج دارد ازدواج کند در دایره زناشویی قرار می گیرد و از زنازادگی بیرون می رود. در اسلام امر ازدواج از اموری است که نسبت به آن سهل گرفته شده است تا هر کس به آسانی و سادگی بتواند ازدواج کرده و خانواده تشکیل دهد. از این روست که بیرون از پیچیدگی هایی است که در برخی از فرهنگ ها و جوامع وجود دارد و مشکلات بسیاری را پیش رو دختران و پسران قرار می دهد به گونه ای که ازدواج به معضلی بزرگ تبدیل می گردد. هنوز در برخی از جوامع ایرانی و شرقی آداب و رسومی وجود دارد که می توان از آن ها به آداب دست و پا گیر یاد کرد. فرهنگ خواستگاری ازدواج از نظر قرآن و آموزه های آن امر بسیار خوب و پسندیده است که از آن به استحباب و یا استحباب موکد تعبیر می شود. هر چند برخی به اعتبار امر نکاح و ازدواج آن را واجب دانسته اند و مدعی شده اند که آیه سوم سوره نساء حکم به وجوب ازدواج می کند ( نگاه کنید، المبسوط شیخ طوسی ج ۴ ص ۱۹۳ که این قول را به اهل ظاهر نسبت می دهد) ولی چنان که گفته شد بیش تر عالمان اهل شیعه و سنت آن را مستحب دانتسه و ظهور آیات را در وجوب نپذیرفته اند؛ زیرا در آیه ۲۵ سوره نساء از کسانی که توانایی ازدواج با زنان آزاد را ندارند خواسته با کنیزان ازدواج کنند و اگر صبر کنند و با کنیزان ازدواج نکنند بهتر است . این خود نمایان آن است که ازدواج واجب نیست وگرنه معنا ندارد که صبر کنند و با کنیزان ازدواج نکنند. دیگر آن که چندتن از صحابه و یاران پیامبر تا آخر عمر ازدواج نکرده اند و پیامبر ایشان را از این کار باز نداشته است و سوم آن که اگر ازدواج واجب می بود می بایت خداوند در قرآن مسلمانان را میان ازدواج و یا استفاده از ملک یمین مخیر نمی کرد. (نساء ایه ۳) این امر با فرهنگ خاصی در اسلام انجام می شود؛ زیرا زندگی با فردی و تشکیل خانواده و تولید نسل از اموری است که نمی توان از کنار آن به سادگی گذشت ولی با این همه برای دسترسی آسان شخص به همسر مطلوب راهکارهای نیز بیان داشته است تا شخص بتواند همسری خوب برگزیند. از این رو به شخص این اجازه را داده است تا همسر خویش را بنگرد تا با بصیرت کامل همسر خود را برگزیند. البته این نگاه می بایست درمحدوده مجازی انجام شود که بیرون از چارچوب های نباشد. برخی گمان کرده اند که آیه ۵۲ سوره احزاب که سخن از اعجاب و شگفتنی زیبایی دختر و زن به میان می آورد این مساله را مجاز دانسته است که شخص برای ازدواج به فراتر از حالت عادی و مجاز نگاه برود و برای او مجاز باشد که به اندام زن و دختر به نحوی دیگر بنگرد. اینان با توجه به آیه ۲۷ سوره قصص که سخن از هایتن به میان می آورد بر این باورند که آن حضرت (ع) دختران شعیب را دیده است و از این رو شناخت کاملی از دختران داشته است. باید توجه داشت که اعجاب حسن و ایجاد شگفتی در برابر زنی می تواند به شکل عادی و معمولی نیز اتفاق افتد. به این معنا که نیاز نیست تا زن خود را بی حجاب نماید و یا موها و اندامش را به نمایش گذارد تا محل شگفتی قرار گیرد. به سخن دیگر دیدنی که به طور عادی و معمولی انجام می شود نیز ممکن است شگفتی انگیز باشد. با دیدن چهره و اندام این معنا دست دهد و شناختی که مطلوب است پدید آید. بنابر این لازم نیست که برای نگاه ازدواج به حکمی فراتر از حکم زنان دیگر عدول شود. البته در زمان انتخاب می تواند نگاه متعدد باشد و از نگاه واحد و مباح تجاوز کند. بنابر این زن می بایست خود را به گونه نشان دهد که شناخت اجمالی به دست آید و نیازی نیست تا فراتر از آن عمل کند. خواستگاری مقدمه ازدواج است. به این معنا که شخص می خواهد به طور رسمی علاقه مندی خویش را به وصلت بیان دارد. در این هنگام است که مساله خطبه به میان می آید. قرآن از خواستگاری به خطبه یاد می کند . در حقیقت خواستگاری و خطبه به معنای پیشنهاد تشکیل خانواده مشترک با دختری و یا زنی است که انتخاب شده است. از نظر اسلام خواستگاری و خطبه امری مستحب است. در آیات قرآنی به این نکته توجه داده شده است که در عقد زناشویی اصلی ترین مرجع تصمیم گیرنده ، زن و شوهر هستند و این مطلب به رغم محدودیت هایی که برای زنان مطرح بوده است، جالب توجه است. آیه ۲۳۰ سوره بقره نکاح را به زن نسبت می دهد و تحقق آن را به اراده او می داند : حتی تنکح زوجا غیره ، و در ادامه آیه، حق بازگشت با عقد جدید، پس از طلاق محلل را بر عهده خود زن و شوهر پیشین قرار می دهد. اما درباره خواستگاری از دختران قرآن بیان می داد که این خواستگاری می بایست از سوی مرد به ولی دختر عرضه شود و نمی توان از خود دختر به طور مستقیم خواستگاری کرد؛ زیرا در آیات قرآنی خواستگاری و ازدواج دختران به ولی واگذار شده است؛ این مطلب را می توان از مفهوم مخالف آیآت ۲۳۲ و ۲۳۴ سوره بقره به دست آورد؛زیرا در این آیه به زنان مطلقه اجازه داده شده است تا با هر خواستگاری که به آنان رجوع می شود ازدواج کنند و دیگر نیازی به موافقت ولی ندارند. از این جا دانسته می شود که غیر زنان مطلقه یعنی دختران نمی توانند خودسرانه وعده ازدواج دهند و با شخصی ازدواج کنند و ازدواج آنان مشروط به اجازه ولی آنان است. [ پنج شنبه 17 فروردين 1391
] [ 19:21 ] [ علی امیری ]
[ روش آشنایی و آداب خواستگاری* خواستگاری از نگاه اهل بیت - اهمیت وساطت در ازدواج امام حسین علیه السلام فرمودند:«کسی که مجردی را تزویج نماید و امکان ازدواج او را فراهم کند, از کسانی است که خداوند به آنان نظر می کند. قال امیرالمؤمنین علیه السلام : افضل الشفاعات ان تشفع بین اثنین فی نکاح یجمع الله بینهما. حضرت امیر فرمودند: از بهترین شفاعتها، شفاعت بین دو نفر در امر ازدواج است تا این که خداوند آنان را مجذوب یکدیگر گرداند[1. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم : آن کس که زمینه ی ازدواج را برای جوان عزبی فراهم کند از کسانی است که خداوند در روز واپسین به او نظر رحمت می کند. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: هر کس در تزویج زن و مرد مؤمن بکوشد, خدا آنها را با یکدیگر جمع کند, به هر گامی که بر می دارد یا کلمه ای که در این راه می گوید خداوند ثواب یک سال عبادت را به او می بخشد[2. امام صادق علیه السلام در نامه ای به نجاشی حاکم اهواز نوشتند: هر کس به برادر مؤمن خود زنی دهد که مونس تنها یی و یاور زندگی و مایه ی آسایش وی باشد, خداوند حوری بهشتی نصیب او فرماید , او را با کسانی که دوست می دارد (از اهل بیت پیامبر (ص) و برادر مومن ) مأنوس گرداند و آنان را نیز با وی انس دهد[3. حضرت علی علیه السلام فرمودند: بهترین میانجیگری و وساطت در امر ازدواج است[4]. امام صادق علیه السلام فرمودند : من زوج اعزبأ کان ممن ینظر الله الیه یوم القیامه . امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس عزبی را زن دهد , خداوند در روز قیامت به او به دیده ی لطف بنگرد[5]. قال موسی بن جعفر علیه السلام : ثلاثه یستظلون بظل عرش الله یوم القیامه یوم لا ظل الا ظله رجل زوج اخا المسلم او اخدمه ام کتم له سرا» امام کاظم علیه السلام فرمودند: سه کس در روز قیامت، روزی که سایه و پناهی جز سایه ی خداوند نیست, در سایه و پناه خدا هستند از جمله کسی که برادر مسلمانش را زن دهد, کسی که به برادر مسلمانش خدمت کند, کسی که سر برادر مسلمانش را بپوشاند[6]. قال الامام الصادق علیه السلام : اربعه ینظر الله الیهم یوم القیامه: من اقال نادما اوغاث لهفاناو اعتق نسمه او زوج عزبا. امام صادق علیه السلام فرمود: چهار کس در قیامت مورد نظر پروردگارند: 1- آن که چون طرف معامله پشیمان شود, معامله را برگرداند . 2- کسی که غم از دلی بر گیرد . 3- کسی که برده ای را آزاد کند. 4- کسی که بی همسران را به ازدواج درآورد[7.
- دقت در انتخاب امام صادق علیه السلام فرمودند: انظر این تضع نفسک و من تشرکه فی مالک و تطلعه علی دینک و سترک ببین جان خودت را پیش چه کسی قرار می دهی و ببین چه کسی را در مالت شریک می کنی و ببین چه کسی را به دین و اسرار خود و امانت زندگی خود مطلع می کنی. پیامبر اسلام (ص) فرمود: زن گردنبدی است , بنابراین دقت کن که چه چیزی را می خواهی به گردن خود بیندازی مواظب باش گریبانگیر کسی نشوی که سبب بدبختی و ذلت تو را فراهم آورد[8 . پیامبر (ص): هر یک ازشما دقت کنید که دختر معصوم و نورچشمی خود را در اختیار چه کسی قرار می دهد و این دختر به بردگی چه شخصی در می آید[9؟! در انتخاب همسر باید دقت کرد زیرا همسر امروز مادر فردای فرزندان تو است . پیامبر (ص) فرمودند:«برای محل پرورش فرزند خود زنی را پیدا کنید که شایسته ی آن باشد[10».
- عشق های دروغین و زودگذر امام علی علیه السلام: هر که به چیزی عاشق شود چشم بصیرت او کور گشته و قلبش بیمار می شود, پس او با دیدگانی که دقیق نمی بیند, می نگرد و با گوشهایی که خوب نمی شنود, می شنود, همانا شهوت عقل او را می سوزاند و دنیا قلبش را می میراند... (نهج البلاغه ص 159) امام علی علیه السلام: هر که به چیزی عشق ناروا ورزد , نابینایش می کند و قلبش را بیمار کرده با چشمی بیمار می نگرد و با گوشی بیمار می شنود , خواهشهای نفس پرده ی عقلش را دریده, دوستی دنیا دلش را میرانده است . شیفته بی اختیار دنیا و برده ی آن است و برده ی کسانی است که چیزی از دنیا را در دست دارند[11.
- انتخاب از روی هوس پیامبر خدا (ص) فرمود: ان الخوف ما اتخوف علی امتی بعدی هذه المکاسب المحرمه والشهوه الخفیه الریا. دشوارترین چیزی که بعد از خودم بر امتم می ترسم, کسب های حرام و شهوت های پنهان و ریا است .
- سهولت در خواستگاری قال رسول الله (ص) : ان من یمن المرأه تیسیر خطبتها. پیامبر (ص) فرمودند: از نشانه های برکت زن آن است که خواستگاریش بی تکلف و آسان انجام گیرد [12. - زمان خواستگاری حضرت امیر المومنین ( علیه السلام ) می فرمایند : « یوم الجمعه یوم خطبه و نکاح » « روز جمعه ، روز خواستگاری و ازدواج است » [13]
- شیوه خواستگاری حضرت امیر المومنین ( علیه السلام ) می فرمایند : « اظهروا النکاح و اخفوا الخطبه » « مراسم ازدواج را آشکار برگزار کنید و خواستگاری را پنهان » [14]
- دعای قبل از خواستگاری از حضرت صادق علیه السلام روایت شده که هرگاه کسی اراده ی خواستگاری نماید, دو رکعت نماز بگزارد و حمد الهی گوید و ین دعا بخواند: «اللهم انی ارید ان اتزوج فقدر من النار اعفهن فرجا واحفظن لی فی نفسها و ما لی , و اوسعهن رزقا و اعظمهن برکه فقدر لی ولدا طیبا تجعله خلفا صالحا فی حیوتی و بعد موتی»
- دیدار قبل از وصلت از حضرت صادق علیه السلام پرسیدند: آیا مرد می تواند به سوی زنی که می خواهد او را تزویج کند, نظر نماید ؟ فرمودند : اشکالی ندارد مادامی که قصدش لذت بردن نباشد و تنها به نیت اطلاع و آگاهی از شکل او باشد [15 رسول اکرم (ص) فرمود: دیدن زن قبل از ازدواج باعث امید و سازش و توافق بیشتر است[16 . عن الصادق (ع) قال : لا بأس بان ینظر الرجل الی المرأه اذا اراد ان یتزوجها, ینظر الی خلفها و الی وجهها. امام صادق (ع) فرمودند: مانعی ندارد که مرد قامت و صورت زنی را که قصد ازدواج با او را دارد, ببیند [17][ عن محمد بن مسلم قال : سألت ابا جعفر (ع) عن الرجل یرید ان یتزوج المرأه اینظر الیها؟ قال نعم انما یشتریها باعلی الثمن. محمد بن مسلم می گوید از امام باقر علیه السلام پرسیدم: مردی که می خواهد با زنی ازدواج کند آیا حق دارد او را ببیند؟ امام علیه السلام فرمود: آری , چون در برابر آن بهای سنگینی می پردازد[18. قال علی (ع) اذا اراد احدکم ان یتزوج فلیسأل عن شعرها کما یسأل عن وجها فان الشعر احد الجمالین. حضرت علی علیه السلام فرمود: هر وقت یکی از شما بخواهد ازدواج کند از اوصاف موی سر زن نیز سوال کند همچنان که از چگونگی رخسار او می پرسد . چون که موی زن یکی از دو زیبایی (مو و صورت) اوست [19. مغیره بن شعبه زنی را خواستگاری کرده بود پیامبر (ص) فرمود: اگر قبلا او رامی دیدی امید سازش و توافق بیشتر بود [20. از حضرت صادق (ع) پرسیدند: مرد جایز است قبل از ازدواج زن را به دقت ببیند , پشت سر و صورتش را نگاه کند؟ فرمود: آری مانعی ندارد که زن مورد نظر را از پشت سر یا جلوی رو ببیند[21.
- اهمیت تحقیق در ازدواج تا کسی را خوب نیازمودی به آن اطمینان نکن [22. گفتار, ظاهر و برخورد خوب تو را فریب ندهد[23. ضرورت تحقیق از خانواده : طبق حدیثی از رسول گرامی اسلام (ص) فرمودند: هنگام انتخاب همسر به وضعیت اخلاقی و رفتاری برادر و خواهرهایش بنگرید, زیرا که زنان همانند برادر و خواهرهایش فرزند می آورند [24.
- اهمیت گفتگوی دختر و پسر برای انتخاب همسر امیرالمؤمنین علی (ع) : ما أضمر احد شیئا الا ظهر فی فلتات لسانه و صفحات وجهه. انسان هر چه را در دل و درونش پنهان کند, از لغزشهای زبان و حالتهای چهره اش آشکار می شود[25. خود را بیش از آنچه که هستند معرفی نکنند. رسول اکرم (ص) :«حسن السوال نصف العلم» «خوب پرسیدن نصف آگاهی است». «لا عقل لمن یتجاوز حد و قدره». «آن کس که از حد خود تجاوز کند بی خرد است.»
- مشورت امام صادق علیه السلام به شخصی فرمودند : هر گاه تصمیم گرفتی, کاری انجام دهی کسی را در آن دخالت نده و با کسی مشورت نکن تا این که نخست با خدای خود مشورت کنی . آن مرد گفت : چگونه با خدای خود مشورت کنم؟ حضرت فرمودند: صد مرتبه می گویی ای خدا از تو درخواست خیر می کنم سپس با افراد مشورت می کنی زیرا خداوند خیر و صلاح تو را به زبان کسی که خود دوست دارد جاری می گرداند و مشاور تو را راهنمایی می کند[26. پیامبر (ص) : هیچ کس به مشورت با دیگری نپرداخت مگر این که به راه درست راهنمایی شد[27. امام علی (ع): هیچ پشتیبانی همچون مشاوره و مشورت کردن نیست[28. وظیفه ی مشاور : و حق المستشیر ان علمت ان له رأیا أشرت علیه و ان لم تعلم ارشدته الی من یعلم . و حق کسی که در موضوعی خواستار نظر مشورتی تو است این است که اگر در مسأله مورد نظرش چیزی می دانی با محبت و یکرنگی دانسته ی خود را در اختیارش گذاری و اگر چیزی نمی دانی او را به کسی که داناست و لیاقت مشورت دارد , راهنمایی کنی[29.
- خودت انتخاب کن شخصی از امام صادق (ع) سوال کرد: من می خواهم با زنی ازدواج کنم ولی پدر و مادرم مایلند با دیگری ازدواج کنم. امام (ع) فرمود: با زنی ازدواج کن که خودت مایل هستی , و زنی که پدر و مادرت (بدون رضایت تو) انتخاب کرده اند, رها کن[30.
- تصمیم گیری امام علی (ع) فرمودند: التدبیر قبل العمل یومن العثار: یعنی عاقبت اندیشی درست پیش از عمل از لغزشها جلوگیری می کند[31
-تفکر «بالفکر تنجلی غیاهب الامور» «تاریکی ها و گره کارها با فکر، روشن و باز می شوند». حضرت علی (ع) :«اذ اقدمت الفکر فی افعالک حسنت عواقبک و فعالک» هر گاه فکر را در کارهایت به کار بندی, آن کارها نیکو به انجام می رسد». حضرت علی (ع) :«الفکر فی الامر قبل ملابسته یومن الزلل». پیش از دست زدن به هر کاری اندیشیدن، انسان را از لغزش ایمن می دارد»[32. رسول خدا (ص) می فرماید : «تو را سفارش می کنم وقتی که می خواهی به کاری همت بگماری به سرانجام آن بیندیش , اگر پایانش درست و نیکوست , با آن موافقت کن و اگر در آن انحراف و کجی می بینی , از آن درگذر[33 .
- استخاره «الاستخاره بالاستشاره» «استخاره به مشورت کردن با دیگران (افراد صالح و خیرخواه) است [34.
[ پنج شنبه 17 فروردين 1391
] [ 19:15 ] [ علی امیری ]
[ انتخاب همسر از نگاه قرآن
در انتخاب همسر ملاك چیست؟ قرآن به عنوان معلم میگوید اولین ملاك دین است. یعنی ایمان دارد یا نه؟ عقیده دارد یا نه؟ بعد از ایمان اخلاق است. بعد اصالت خانوادگی است. بعد هم تناسب از نظر فكری.
![]() قرآن یك آیه دارد که میگوید: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا» یعنی ای كسانی كه ایمان دارید، چنین باشید، چنین باشید، چنین باشید، چنین باشید، بعد می گوید: «إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ» (آل عمران/118) اگر عاقل هستید. بنابراین زن و مرد باید هم كُفو باشند. كُفو را اسلام كُفو مالی قرار نداده. كه قالیهای خانه ما یك طور باشد، ماشین ما مثل هم باشد. لهجه ما مثل هم باشد. قد ما به هم نمیخورد. ازدواج کردن پیراهن نیست كه به یك سایز بخورد. حالا ممكن است یك سانت كوتاه تر باشد، یك سانت بلندتر باشد. سنشان باید به هم بخورد. اما حالا لازم نیست حتماً سنشان مو به مو... حالا یا شش ماه او بزرگتر است، یا یك سال این بزرگتر است. اینها مشکل نیست. بلکه منظور از کفو؛ ایمان، اخلاق و خانواده است. کفو البته در ظاهر و قیافه هم مطرح است. باید دو طرف همدیگر را بپسندند. وعده خداوند به روزی همسرانمشكل مالی را چه كنیم؟ قناعت، حالا چه كسی گفت ما از ساعت اول چنین باشیم. خانه ندارد، این مردهایی كه در خیابان راه میروند، در كوچه و بازار و روستا راه میروند، كدامهایشان ساعت اول یك خانه شخصی داشتند؟ این آقایی كه به دامادش میگوید: خانه شخصی داری؟ میگوییم: آقا ببخشید خودتان آن ساعتی كه خواستگاری رفتید خانه شخصی داشتید؟ «إِنْ یكُونُوا فُقَراءَ یغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه» (نور/32) رزق با خداست. «علی الله رزقها» گاهی وقتها خود داماد تا زن نگیرد خانهدار نمیشود. خانمش قدمدار است. گاهی ازدواج میكند، باز هم خانهدار نمیشوند. بچهاش قدمدار است. شما یك نفر را پیدا كنید نشان من بدهید واقعاً در هفتاد میلیون دنبال این آدم میگردم، كه بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم، من زمان ازدواج وضعم بهتر بود. بعد از زن و بچه وضعم بد شد. تا آنجایی كه ما چشممان آدم دیده اینها بعد از ازدواج وضعشان بهتر شده است.
كسی نزد حضرت آمد گفت كه: وضعم بد است. گفت: ازدواج كردی؟ گفت: نه. گفت: برو ازدواج كن. گفت: من میگویم: ندارم بخورم، یك چیزی میگویند، میگویند: موش در سوراخ نمیرود، جارو به دمش میبندند. من میگویم ندارم بخورم، حالا شما میگویی: برو زن هم بگیر! لابد یك مشت هم بچه درست كنیم یك خیابان گدا. حضرت فرمود: آن كسی كه تو را خلق كرده، دستور او این است كه اگر جوانی وضع مالیاش بد است، ازدواج كند. اسلام گفته میخواهی وضعت خوب شود ازدواج كن. میدانید كسانی كه از ترس خرجی ازدواج نمیكنند چه میگویند؟ میگویند: اگر یكی باشم، خدا قدرت دارد خرج مرا بدهد. دو تا كه شدم نان از كجا بیاورم؟ یعنی قدرت خدا ته میكشد. این را میگویند: سؤظن به خدا. كسی كه ازدواج نكند از ترس خرجی، «فقد ظن بالله ظن السوء...» یعنی سوء ظن به خدا بردارد. یعنی بگوید: اگر یكی باشم خدا قادر است. دو تا باشم خدا قدرت ندارد. مراسم خواستگاری در قرآن
![]() حضرت موسی آمد خانه شعیب. شعیب گفت: من میخواهم یك دخترم را به تو بدهم. حالا می پرسند زشت نیست آدم به پسر بگوید: دخترم را میخواهم به تو بدهم؟ اگر داماد مثل موسی پیدا شد، دخترتان را بدهید. موسی جوانی بود، انقلابی. اگر داماد مثل موسی بود، پدر عروس پیشنهاد ازدواج كند طوری نیست. خود عروس خوب نیست پیشنهاد كند. چون اگر خود عروس بگوید من دوست دارم زن تو شوم، پسر بگوید نه این شكست میخورد.
پسر به دختر بگوید میخواهم تو را بگیرم، جواب نه بشنود، پسرها پررو هستند، شكست نمیخورند. دخترها نازك هستند. دختر بگوید من را بگیر، كسی به او بگوید تو را نمیخواهم، اذیت میشود اما پسر نه. البته حالا بعضی از پسرها هم مثل دخترها شده اند. میگویند اعصاب من خرد شد. پنج جا رفتم خواستگاری نه شنیدم. می گوییم چند جا رفتی؟ میگویند: بیست جا! خوب برو تا پنجاهم! من خودم پنجاه مورد خواستگاری رفتم كسی زن من نشد. پنجاه و یكمی قبول كرد! حالا نمیدانم پشیمان شده یا نشده. چه اشكالی دارد؟ انسان نباید به چهار نفر كه گفتند نه، عصبانی شود
سخنرانی حجت الاسلام قرائتی/ درس هایی از قرآن
[ پنج شنبه 17 فروردين 1391
] [ 15:21 ] [ علی امیری ]
[
جهاد نه تنها در اسلام بلکه در تمامي اديان الهي از جايگاهي والا برخوردار است. جهاد منحصر به دين اسلام نيست، بلکه جهاد و مبارزه با ستمگران و طاغوتيان و دنياپرستان در رأس برنامه ي همه ي پيامبران بوده است. (1) با نگاهي گذرا به قرآن و حديث مي توان دريافت که آيات و روايات بيشماري پيرامون جهاد آمده است. در کتاب هاي فقه و حديث، «باب الحرب و القتل» [فصل جنگ و کشتار] موجود نيست، بلکه عنوان بحث، «جهاد في سبيل الله» است. و اين نشان از تقدس جهاد دارد.
جهاد چکاد اسلام و کليد بهشت است و در سايه ي جهاد، يکتاپرستي، نماز، روزه و... جاودان مي ماند. جهاد در منظر قرآن در قرآن آياتي بسيار درباره ي عظمت و جايگاه رفيع جهاد در ميان عبادات به چشم مي خورد که به برخي ازآن ها اشاره مي کنيم:جهاد برتر از خدمتگزاري به حجاج و کليدداري مسجدالحرام روزي شيبه و عباس، از افتخارات خويش سخن مي گفتند. علي عليه السلام از کنار آنان گذشت و پرسيد: «به چه افتخار مي کنيد؟» عباس گفت: «فضيلتي دارم که احدي ندارد و آن آبرساني به حجاج خانه ي خداست». شيبه گفت: «من تعمير کننده ي مسجد الحرام [کليددار] هستم. علي عليه السلام فرمود: با اين که از شما حيا مي کنم. بايد بگويم با اين سن کم، افتخاري دارم که شما نداريد.» پرسيدند: «کدام افتخار؟!» فرمود: «من با شمشير جهاد کردم تا شما به خدا و پيامبر صلي الله عليه و آله ايمان آوريد.» عباس خشمناک برخاست و دامن کشان به سراغ پيامبر (ص) رفت و گفت: «آيا مي بيني علي چگونه با من سخن مي گويد؟!»پيامبر صلي الله عليه و آله علي را خواند و به او فرمود: «چه چيزي موجب شد با عمويت اين گونه برخورد کني؟!» علي عليه السلام گفت: «اي رسول خدا! من حقيقتي را باز گفتم. در برابر حق هر کس مي خواهد ناراحت شود و هر کس مي خواهد خشنود!» آن گاه جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد: (2) «أجعلتم سقايه الحاج و عماره المسجد الحرام کمن آمن بالله و اليوم الآخر و جاهد في سبيل الله لا يستوون عند الله و الله لا يهدي القوم الظالمين» (3) آيا سيراب کردن حجاج و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند [عمل] کسي مي دانيد که به خدا و روز قيامت ايمان آورده و در راه او جهاد کرده است؟! [اين دو] نزد خدا مساوي نيستند! جهاد؛ تجارتي بي نظير در فضيلت جهاد همين بس که خداوند، خود، با مجاهدان وارد تجارت شده و جان و مالشان را مي خرد و در برابر، بهشت جاودان را با درجات بالا به آنان ارزاني مي دارد:قرآن مي فرمايد: «إن الله اشتري من المؤمنين أنفسهم و أموالهم بأن لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعدا عليه حقا في التوراه و الإنجيل و القرآن و من أوفي بعهده من الله فاستبشروا ببيعکم الذي بايعتم به و ذلک هو الفوز العظيم (4) خداوند از مؤمنان جان ها و اموالشان را مي خرد که [در برابرش] بهشت براي آنان باشد. [به اين گونه که] در راه خدا پيکار مي کنند، مي کشند و کشته مي شوند. اين، وعده ي حقي است بر او که در تورات و انجيل و قرآن ذکر فرموده است و چه کسي از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدي که با خدا کرده ايد و اين است آن پيروزي بزرگ! مجاهدان محبوبان خدايند خداوند بزرگ در قرآن کريم، مجاهدان را محبوب خويش مي شمارد و مي فرمايد:«إن الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا کأنهم بنيان مرصوص» (5) خداوند کساني را دوست مي دارد که در راه او پيکار مي کنند، گويي بنياني آهنين اند خداوند چنان مجاهدان را دوست مي دارد که به نفس زدن اسب هايشان و جرقه هاي سم ستوران و غبار برخاسته از حرکت برق آساي آنان، سوگند ياد کرده است. (6) جهاد در منظر روايات رواياتي بسيار در عظمت و اهميت جهاد در راه خدا نقل شده است که به عنوان نمونه به چند روايت بسنده مي کنيم:1- پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله مي فرمايند: «الخير کله في السيف و تحت ظل السيف» (7) همه ي خوبي ها در شمشير و زير سايه ي آن است. 2- ابوذر غفاري از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله پرسيد: «کدام يک از اعمال نزد خداوند دوست داشتني تر است؟» آن حضرت فرمود: «ايمان به خدا و جهاد در راه او.» پرسيدند: «کدامين جهاد از همه ي جهادها بهتر است؟» فرمود: «جهاد کسي که اسبش پي شود و خونش در راه خدا بر زمين ريزد.» 3- پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله گروهي مجاهد را به مأموريت اعزام فرمود. نيروهاي اسلام، سحرگاهان به سوي محل مأموريت حرکت کردند. يکي از صحابه، به نام ابن رواحه، ماند تا نماز صبح را با پيامبر صلي الله عليه و آله بخواند. پس از نماز، رسول خدا صلي الله عليه و آله او را ديد و فرمود: «مگر در سپاه نبودي؟!» عرض کرد: «آري بودم، ولي دوست داشتم نماز جماعت را با شما بخوانم و سپس به سپاه ملحق شوم.» پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله فرمود: «و الذي نفس محمد بيده لو انفقت ما في الارض جميعا ما ادرکت فضل غدوتهم» (8) به خدايي که جان محمد (ص) دست اوست سوگند، اگر آنچه را در زمين است انفاق کني، فضيلت حرکت بامدادي آنان را درک نخواهي کرد. 4- اميرمؤمنان عليه السلام درباره ي جهاد مي فرمايد: «ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اولياءه و هو لباس التقوي و درع الله الحصينه و جنته الوثيقه» (9) جهاد دري است از درهاي بهشت که خداوند تنها به روي اولياء خاص خويش گشوده است و آن لباس تقوا و زره نفوذ ناپذير و سپر اطمينان بخش الهي بر پيکر مجاهدان است. 5- همچنين مي فرمايد: «ان الله عزوجل فرض الجهاد و عظمه، و جعله نصره و ناصره، و الله ما صلحت دنيا و لا دين الا به» (10) خداوند عزوجل جهاد را واجب کرده، و آن را بزرگ شمرده و ياري و ياورش قرار داده است. به خدا سوگند که دنيا و دين جز با جهاد اصلاح نمي شود. 6- امام باقر عليه السلام در حديثي گرانمايه خطاب به سليمان بن خالد مي فرمايد: «آيا مي خواهي از اصل، فرع و قله ي اسلام برايت بگويم؟» عرض مي کند: «آري، اي فرزند رسول خدا.» امام عليه السلام مي فرمايد: «اما اصله فالصلوه، و فرعه فالزکاه، و ذروته و سنامه الجهاد (11)» اصل و عمود [خيمه ي] اسلام، نماز و فرع آن زکات و قله و اوج عظمتش جهاد است. اهداف جهاد جهاد اسلامي، داراي اهدافي بس مقدس و والاست که همين ويژگي موجب برتري اش از ديگر جنگ ها مي شود. برخي از اين هدف ها عبارتند از:1- براندازي شرک و برداشتن موانع تحقق ارزش هاي بعثت هدف از جهاد، کشتار نيست بلکه برداشتن موانع تحقق ارزش هاي وحي، است که شرک، بت پرستي، کفر و باطل گرايي از جلوه هاي بارز آن است. «و قاتلوهم حتي لا تکون فتنه و يکون الدين لله فإن انتهوا فلا عدوان إلا علي الظالمين» (12) و با آنها پيکار کنيد؛ تا فتنه (و بت پرستي ، و سلب آزادي از مردم،) باقي نماند؛ و دين مخصوص خدا گردد. بنابر گفته علامه طباطبايي، مراد از «فتنه» در آيه، شرک و بت پرستي است. مانند: مشرکان مکه. شرک به خداي سبحان، موجب هلاک انسانيت و ميراندن فطرت آدمي است. و جهاد براي آن است که با از ميان برداشتن شرک و بت پرستي، دين توحيد و يکتاپرستي را در جامعه گسترش دهد و بدين وسيله از حيات و فطرت الهي آدمي دفاع نمايد. (13) اميرمؤمنان عليه السلام با اشاره به هدف پيامبر صلي الله عليه و آله در جنگ با مشرکان مي فرمايد: «اما بعد ... فقاتل بمن اطاعه من عصاه، يسوقهم الي منجاتهم و يبادر بهم الساعه أن تنزل بهم...» (14) اما بعد... (پيامبر) براي اسلام با ياري کساني که سر به فرمانش بودند، به پيکار با مخالفين خود برخاسته و آنان را به محل رستگاريشان سوق مي داد و براي رهاندن ايشان از جهالت و ناداني مبادرت مي فرمود. و در بيان ديگر مي فرمايد: «فجاهد في الله المدبرين عنه و العادلين به» (15) پس (پيامبر (ص) ) در راه خدا با کساني که از خدا اعراض و دوري گزيده و مثل و مانند برايش قرار مي دادند، جهاد کرد. اميرمؤمنان عليه السلام در نبرد صفين بارها جنگ را به تأخير انداخت تا شايد فريب خوردگان به راه نجات راه يابند و هدايت شوند و مي فرمود: « من بيش از سرکوب آنان، هدايتشان را دوست مي دارم» (16) هنگامي که پيامبر صلي الله عليه و آله اميرمؤمنان عليه السلام را به جبهه ي يمن اعزام فرمود به وي سفارش کرد: «و أيم الله لئن يهدي الله عزوجل علي يديک رجلا خير لک مما طلعت عليه الشمس و غربت و لک ولاؤه يا علي.» (17) اي علي! به خدا سوگند! اگر خداوند به دست تو مردي را هدايت کند، برايت از هر آنچه خورشيد بر آن مي تابد و غروب مي کند و تو حاکم آن باشي، بهتر است. 2- مبارزه با تبهکاران و گمراهگران براي مجازات تبهکاران و گمراه گران که در فساد خود و جامعه پاي مي فشرند، و ستمگراني که با پيروي از شيطان و هواي نفس، غرق در ظلم و ستيزه جويي با عدالت و تأويل حقايق و ترويج باطلند جهاد بسيار کارساز و ستم برانداز است. اميرمؤمنان عليه السلام درباره ي خوارج که با تأويل حقايق در انديشه ي فتنه جويي بودند، مي فرمايد: «نقاتل اخواننا في الاسلام علي ما دخل فيه من الزيغ و الاعوجاج و الشبهه و التأويل.» (18) با کساني که در اسلام با ما برادرند، به دليل لغزش و انحراف و کجي و اشتباه و تأويل حقايق، ناگزير از جنگ شده ايم. 3- پاسداري از نظام و ارزش هاي الهي حفظ نظام اسلامي و ارزش هاي الهي يک تکليف است که در سايه جهاد تحقق مي پذيرد. اميرمؤمنان عليه السلام در مورد جهاد با کساني که نظام و ارزش هاي الهي را مورد هجوم قرار دادند مي فرمايد: «الا و ان الشيطان قد ذمر حزبه، و استجلب جلبه، ليعود الجور الي اوطائه، و يرجع الباطل الي نصابه... و لعمري ما علي من قتال من خالف الحق و خابط الغي من ادهان و لا ايهان» (19) به هوش باشيد که اينک شيطان حزب خويش را برانگيخته است و هوادارانش را فراهم خوانده است، تا ديگر بار جور را به پايگاههاي ديرينش باز گرداند و باطل را بر اريکه ي قدرت بنشاند، ... به جان خويشم سوگند، که در پيکار و سرکوبي آنها که با حق ستيز کنند و در ماندن در گمراهي همچنان پاي بفشارند، کم ترين نرمش و سازشي نخواهم داشت. 4- دفاع از مرزها دفع تجاوز دشمن به مرزهاي کشور و دفاع از استقلال و تماميت ارضي جزء حقوق هر ملتي است. متجاوزي که با ناديده گرفتن قوانين و ارزش ها و حقوق ملت ها، به خود اجازه ي تجاوز به کشوري را داده، جز پاسخ دندان شکن او را بر سر عقل نمي آورد. اميرمؤمنان عليه السلام به مردم عراق که مرزهايشان مورد تجاوز و تاخت و تاز شايان قرار گرفته بود فرمود: «و بادروا جهاد عدوکم» (20) و در جهاد با دشمن پيشدستي کنيد. و در مورد اين که متجاوز جز پاسخ دندان شکن نمي فهمد فرمود: «ردوا الحجر من حيث جاء، فان الشر لا يدفعه الا الشر» (21) پاره ي سنگ را به مبدأش باز گردانيد، که شر را تنها شر دفع مي کند. اهداف نامشروع جنگ دنياطلبان دنياطلبان و طاغوتيان، معمولا در جنگ هاي خويش هدف هايي را مي جويند که به هيچ روي در جهاد اسلامي جاي ندارند. مهمترين آن ها عبارتند از:1- سلطه طلبي و کسب قدرت نبردي که هدف از آن، تسلط يافتن بر ديگران و بهره کشي و بردگي مردم و فساد و تباهي باشد، مورد تنفر و نکوهش اسلام است: «تلک الدار الآخره نجعلها للذين لا يريدون علوا في الأرض و لا فسادا و العاقبه للمتقين» (22) [آري] اين، سراي آخرت را [تنها] براي کساني قرار مي دهيم که اراده ي برتري جويي در زمين و فساد ندارند؛ و عاقبت نيک براي پرهيزگاران است. امام علي عليه السلام در اين باره خطاب به خداي بزرگ عرضه مي دارد: «اللهم انک تعلم أنه لم يکن الذي کان منا منافسه في سلطان.» (23) بار خدايا! خود آگاهي که آنچه ما [در جنگ ها و زد و خوردها] کرده ايم، براي ميل و رغبت به سلطنت نبوده است. تاريخ گواه است که هرجا لشکريان اسلام با پيروزي قدم بر سرزميني گذاشتند، مردم را آزاد نهاده و ارزش هاي انساني - الهي را به آنان ارزاني کرده اند؛ برخلاف جنگ هايي که از سوي کفار و قدرتمندان در دنيا انجام مي گيرد که با اشغال کشوري، در آن جا حکومت نظامي اعلام مي شود، حاکم تعيين مي گردد، بساط ستمکاري پهن مي شود و مردم در بند و زنجير به اسارت مي روند. 2- کشورگشايي در اسلام هيچ جنگي براي کشورگشايي انجام نگرفته است، گرچه ممکن است آن سرزمين براي تحقق اهداف الهي و انساني فتح شود؛ اهدافي مانند برداشتن موانع تبليغ و از ميان بردن ستمگران که آزادي را از مردم سلب کرده اند. مانند فتح مکه در زمان رسول خدا (ص)، بر عکس دنياطلبان که يکي از اهداف آنان در جنگ، کشورگشايي و ضميمه کردن کشور مغلوب به سرزمين خودشان مي باشد. 3- کسب منافع مادي اسلام براي دست يابي به غنيمت و غارت اموال کشورها به جنگ نمي پردازد و سربازان را به شدت از اين کار باز مي دارد. جنگي که به قصد طمع مادي و کسب غنائم و منافع دنيوي صورت پذيرد، مردود است. قرآن مي فرمايد: «يا أيها الذين آمنوا إذا ضربتم في سبيل الله فتبينوا و لا تقولوا لمن ألقي إليکم السلام لست مؤمنا تبتغون عرض الحياه الدنيا فعند الله مغانم کثيره کذلک کنتم من قبل فمن الله عليکم فتبينوا إن الله کان بما تعملون خبيرا» (24) اي کساني که ايمان آورده ايد! هنگامي که در راه خدا گام مي نهيد [و به سفري براي جهاد مي رويد]، تحقيق کنيد و به دليل اين که سرمايه ي ناپايدار دنيا [غنيمت] را به دست آورديد، به کسي که اظهار صلح و اسلام مي کند نگوييد: «مسلمان نيستي!» زيرا غنيمت هاي فراواني [براي شما] نزد خداست. شما پيشتر چنين بوديد، و خداوند بر شما منت نهاد و هدايت شديد. پس، به شکرانه ي اين نعمت بزرگ تحقيق کنيد! خداوند به آنچه انجام مي دهيد آگاه است. 4- تحميل عقيده هيچ گاه اسلام نخواسته است که عقيده اي را بر مردم مغلوب تحميل کند. مسلمانان، همواره پس از نبرد، مردمان را در عقايدشان آزاد گذاشته و هيچ گاه پيامبر صلي الله عليه و اله کسي را به اجبار وادار به گرويدن به اسلام نکرده است. توضيح بيشتر در اين باره در فصل سوم خواهد آمد: البته اسلام هيچ گاه شرک را به عنوان عقيده نمي پذيرد، بلکه آن را ستمي بزرگ مي شمارد (25) و با شدت با آن مبارزه مي کند. بلي اهل کتاب که داراي کتاب آسماني اند، آزاد هستند، يا اسلام بياورند و يا جزيه بپردازند. پی نوشت: 1- فصل اول، سيره ي رهبران الهي، آل عمران (3) ، آيه ي 146. [ دو شنبه 14 فروردين 1391
] [ 17:13 ] [ علی امیری ]
[ پیام نوروزی رهبر انقلاب![]() حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام به مناسبت حلول سال 91، مجاهدت اقتصادی و حضور جهادگونه ملت ایران در عرصه های اقتصادی را یک ضرورت دانستند و خاطر نشان کردند: بخش مهمی از جهاد اقتصادی مسئله تولید ملی است که اگر ملت با همت، عزم و آگاهی و با همراهی برنامه ریزی درست مسئولان بتواند مشکل تولید داخلی را حل کند بدون تردید بر چالشهایی که دشمن ایجاد می کند غلبه خواهد کرد. مشروح پیام نوروزی ایشان به شرح زیر است: بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم
یا مقلّب القلوب و الأبصار یا مدبّر اللّیل و النّهار یا محوّل الحول و الأحوال حوّل حالنا الى احسن الحال.اللّهمّ كن لولیّك الحجّة بن الحسن صلواتك علیه و على ءابائه فى هذه السّاعة و فى كلّ ساعة ولیّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتّى تسكنه ارضك طوعا و تمتّعه فیها طویلا.اللّهمّ اعطه فى نفسه و ذریّته و شیعته و رعیّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جمیع اهل الدّنیا ما تقرّ به عینه و تسرّ به نفسه. تبریك عرض میكنم عید نوروز و فرا رسیدن سال نو را به همه ى هم میهنان عزیز در سراسر كشور، و به همه ى ایرانیانى كه در هر نقطهاى از دنیا سكونت دارند، و به همه ى ملتهائى كه عید نوروز را گرامى میدارند؛ بالخصوص تبریك عرض میكنم به خانواده هاى عزیز شهیدان، به جانبازان، به خانواده هاشان، به همه ى ایثارگران، به همه ى فعالان عرصه هاى مختلف. آرزو میكنم و دعا میكنم كه خداوند متعال براى ملت ایران بهروزى، شادى، نشاط و دلِ خوش در این سال جدید مقدر بفرماید و بدخواهان این ملت را در اهدافشان، در تلاشهاشان انشاءاللَّه ناكام كند. سالى كه گذشت - سال 90 - یكى از سالهاى پرحادثه در سطح جهان و در منطقه و در كشور ما بود. آنچه كه در مجموع انسان مشاهده میكند، این است كه این حوادث بر روى هم به سود ملت ایران و در راه كمك به هدفهاى آن، تمام شده است. آن كسانى كه اهداف بدخواهانهاى درباره ى ملت ایران و ایران و ایرانى در سر می پرورانند، در كشورهاى غربى دچار مشكلات گوناگون هستند. در سطح منطقه، ملتهائى كه جمهورى اسلامى از آنها همواره حمایت كرده است، به هدفهاى بزرگى دست پیدا كردهاند؛ دیكتاتورهائى به زیر كشیده شدند؛ قانونهاى اساسىِ مبتنى بر اسلام در كشورهائى تصویب شد؛ دشمن درجهى یك امت اسلامى و ملت ایران - یعنى رژیم صهیونیستى - در محاصره قرار گرفت. در داخل كشور، به معناى حقیقى كلمه، سال 90، سال بروز اقتدار ملت ایران بود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی شعار امسال را "تولید ملى، حمایت از کار و سرمایه ایرانى" عنوان کرده و بر حمایت از تولید ملی تأکید کردند. در جنبه ى سیاسى، ملت ایران در این سال، چه در راهپیمائى بیست و دوى بهمن، چه در انتخابات دوازدهم اسفند، آنچنان
حضورى از خود نشان داد و آنچنان شاخصى را براى اقتدار ملى در تاریخ منطقه ثبت كرد كه نظیر آن را در گذشته كمتر داشتیم. با وجود این همه دشمنى، اینهمه تبلیغات، این همه تهاجمهاى خصمانه و بدخواهانه، ملت ایران در طول این سال، با همه ى وجود توانست حضور خود را در صحنه، نشاط خود را، آمادگى خود را در عرصه هاى گوناگون علمى و اجتماعى و سیاسى و اقتصادى نشان بدهد و اثبات كند. بحمداللَّه سالى بود كه با همه ى سختى ها، داراى دستاوردهاى بزرگى بود. همچنان كه قبلاً عرض شده است، شرائط، شرائط بدر و خیبر بود؛ یعنى شرائط قبول چالشها و دشوارىها و غلبه ى بر آنها. همان طورى كه اولِ سال گذشته اعلام شد، سال 90، سال جهاد اقتصادى بود. اگرچه هوشمندان و آگاهان میدانستند كه این نام و این جهتگیرى و شعار براى سال 90 یك امر لازم است، اما بعد تلاشهاى دشمنان در این سال هم همین را اثبات كرد و نشان داد. دشمنان ما از اوائل سال، حركت خصمانه ى خودشان را در عرصه ى اقتصادى نسبت به ملت ایران آغاز كردند؛ اما ملت ایران، مسئولین، آحاد مردم، دستگاههاى مختلف، با تدبیرهاى هوشمندانه اى توانستند با این تحریمها مقابله كنند و مواجهه ى آنها تا حدود زیادى توانست اثر این تحریمها را خنثى كند و حربه ى دشمن را كُند كند. سال 90، سال فعالیتهاى بزرگ علمى بود؛ كه من انشاءاللَّه در فرصت سخنرانى، برخى از پیشرفتهاى علمى و اقتصادى و تلاشهاى گوناگون را براى ملت عزیزمان شرح خواهم داد. سال 90 سالى بود پر چالش، و سالى بود پر نشاط، و سالى بود كه ملت ایران به فضل الهى توانست بر چالشهاى موجود غلبه كند. ما امسال سال دیگرى را در پیش داریم كه به امید خدا و با توكل بر پروردگار، باز ملت ایران با فعالیت خود، با تلاش خود، با هوشمندى خود در این سال خواهد توانست پیشرفتهاى زیادى را براى خود به ارمغان بیاورد. به تشخیص من، بر طبق گزارشها و مشاوره ى با افراد مطلع و آگاه، به این نتیجه میرسیم كه عرصه ى چالش مهم در همین سال جارى - كه این سال، امروز و از این ساعت شروع میشود - عرصه ى اقتصادى است. جهاد اقتصادى چیزى نیست كه تمام شدنى باشد. مجاهدت اقتصادى، حضور جهادگونه در عرصههاى اقتصادى، براى ملت ایران یك ضرورت است. من امسال تقسیم میكنم مسائل مربوط به جهاد اقتصادى را. یك بخش مهم از مسائل اقتصادى برمیگردد به مسئله ى تولید داخلى. اگر به توفیق الهى و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانیم مسئله ى تولید داخلى را، آنچنان كه شایسته ى آن است، رونق ببخشیم و پیش ببریم، بدون تردید بخش عمدهاى از تلاشهاى دشمن ناكام خواهد ماند. پس بخش مهمى از جهاد اقتصادى، مسئله ى تولید ملى است. اگر ملت ایران با همت خود، با عزم خود، با آگاهى و هوشمندى خود، با همراهى و كمك مسئولان، با برنامهریزىِ درست بتواند مشكل تولید داخلى را حل كند و در این میدان پیش برود، بدون تردید بر چالشهائى كه دشمن آن را فراهم كرده است، غلبه ى كامل و جدى پیدا خواهد كرد. بنابراین مسئله ى تولید ملى، مسئله ى مهمى است. اگر ما توانستیم تولید داخلى را رونق ببخشیم، مسئله ى تورم حل خواهد شد؛ مسئله ى اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلى به معناى حقیقى كلمه استحكام پیدا خواهد كرد. اینجاست كه دشمن با مشاهده ى این وضعیت، مأیوس و ناامید خواهد شد. وقتى دشمن مأیوس شد، تلاش دشمن، توطئه ى دشمن، كید دشمن هم تمام خواهد شد. بنابراین همه ى مسئولین كشور، همه ى دستاندركاران عرصه ى اقتصادى و همه ى مردم عزیزمان را دعوت میكنم به این كه امسال را سال رونق تولید داخلى قرار بدهند. بنابراین شعار امسال، «تولید ملى، حمایت از كار و سرمایه ى ایرانى» است. ما باید بتوانیم از كارِ كارگر ایرانى حمایت كنیم؛ از سرمایه ى سرمایه دار ایرانى حمایت كنیم؛ و این فقط با تقویت تولید ملى امكان پذیر خواهد شد. سهم دولت در این كار، پشتیبانى از تولیدات داخلىِ صنعتى و كشاورزى است. سهم سرمایه داران و كارگران، تقویت چرخه ى تولید و اتقان در كار تولید است. و سهم مردم - كه به نظر من از همه ى اینها مهمتر است - مصرف تولیدات داخلى است. ما باید عادت كنیم، براى خودمان فرهنگ كنیم، براى خودمان یك فریضه بدانیم كه هر كالائى كه مشابه داخلى آن وجود دارد و تولید داخلى متوجه به آن است، آن كالا را از تولید داخلى مصرف كنیم و از مصرف تولیدات خارجى بجد پرهیز كنیم؛ در همه ى زمینه ها: زمینه هاى مصارف روزمرّه و زمینه هاى عمده تر و مهمتر. بنابراین ما امیدوار هستیم كه با این گرایش، با این جهتگیرى و رویكرد، ملت ایران در سال 91 هم بتواند بر توطئه ى دشمنان، بر كید و مكر بدخواهان در زمینه ى اقتصادى فائق بیاید. از خداوند متعال درخواست میكنیم كه ملت ایران را در این صحنه و در همهى صحنهها موفق و مؤید بدارد. روح امام بزرگوار را شاد و از ما راضى كند. ارواح طیبهى شهیدان عزیز ما را با اولیائشان محشور فرماید.
[ دو شنبه 1 فروردين 1391
] [ 10:8 ] [ علی امیری ]
[ نویسنده : يدالله حاجي زاده روز اول فروردين ماه در ايران و برخي ديگر از كشورها به عنوان روز «نوروز» شناخته شده است. ايرانيان اين روز را از زمانهاي قديم، روزي مهم در زندگي خود ميدانستند. نوروز ايرانيان كه در آغاز فصل بهار جشن گرفته ميشود، پيام آور نو شدگي سال و آمدن گرما و مرگ زمستان و رويش دوبارۀ طبيعت، و زمان خروج انسان از عالم خمودگي و پيوستن به طبيعت و شروع به حيات اجتماعي دوباره در جامعه است.[1]
نوروز، سمبل تحول و تغيير و دگرگوني است. علاوه بر اينكه طبيعت بيجان جاني تازه ميگيرد، ايرانيان نيز با خانه تكاني و پوشيدن لباس نو و ... سعي ميكنند به استقبال اين تحول بروند. بدون شك اين تحول به سمت نيكويي و بهتر شدن است و به همين جهت است كه بزرگداشت اين روز از اهميت خاصي برخوردار است.
پيشينه نوروز:
عيد نوروز از زمانهاي قديم يكي از دو عيد بزرگ ايرانيان بوده است، عيد ديگر شانزدهم مهرماه به نام «مهرگان» بوده است.[2] امروزه عيد مهرگان از اهميت چنداني برخوردار نيست. نوروز در روزگار «جمشيد» چهارمين پادشاه دوره پيشدادي پديد آمد و در پادشاهي او به صورت آئين درآمد.[3] مسعودي در «التنيه و الاشراف آورده است:
«هرمز در روز نخست ماه فروردين به مظالم (دادگري) نشست. پس آن روز را «نوروز» نام كرد و سنت گشت».[4]
فردوسي در داستان پديد آمدن نوروز نقل ميكندكه؛ وقتي جمشيد از كارهاي كشوري بياسود بر تخت كياني نشست و همه بزرگان لشكري و كشوري بر گرد تخت او فراهم آمدند ... جمشيد آن روز را كه نخستين روز از فروردين و آغاز سال بود، نوروز ناميد و جشن گرفت».
به جمشيد گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند
چنين روز فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان يادگار[5]
اسلام و نوروز:
در خصوص نوروز و نكو داشت آن در اسلام، روايات مختلف موجود میباشد. هر چند بيشتر روايات دلالت بر اين دارند كه اسلام آن را به عنوان روزي مهم، مورد تأييد قرار داده است. در روايتي که مُعلّي بن خنيس از امام صادق(ع) روايت كرده، حضرت بزرگداشت اين روز را به خاطر وقايعي ميداند كه در اين روز اتفاق افتاده است.[6] ابن فهد حلي مينويسد:
«روز نوروز روزي جليل القدر است... به اين روز عباداتي تعلق دارد كه مطلوب شارع است».[7]
علامه مجلسي پس از نقل روايات فراواني در خصوص نوروز و اهميت اين روز، در روايتي مخالف با روايات سابق مينويسد: امام موسي بن جعفر(ع) خطاب به منصور دوانيقي فرمودند:
«من روايات رسول خدا(ص) را جستجو كردهام اما براي اين عيد روايتي نيافتم. اين روز سنت ايرانيان است كه اسلام آن را محو كرده است و پناه بر خدا كه ما بخواهيم آن را احيا كنيم».[8]
علامه مجلسي سپس مينويسد:
«اخبار معلي بن خنيس از جهت سند قويتر از اين روايت هستند و بين اصحاب شهرت بيشتري دارند».[9]
آداب نوروز:
در خصوص روز نوروز در روايات مختلف آداب گوناگوني ذكر شده است كه به پارهاي از آنها به صورت مختصر اشاره ميشود:
1- نماز نافله، يك نماز چهار ركعتي پس از نماز ظهر و عصر روز نوروز[10] و دعا كردن در سجده اين نماز كه موجب بخشش گناهان ميشود.[11]
2- غسل كردن و پوشيدن لباس تميز و استعمال بوي خوش. در روايتي امام صادق(ع) ميفرمايد:
«روز نوروز غسل كن و پاكيزهترين لباسهايت را بپوش و خود را با بهترين عطرها خوشبو كن».[12]
3- ذكر گفتن خصوصا ذكر «يا ذي الجلال و الإكرام»[13]
4- روزه گرفتن.[14]
5- دعا كردن در لحظه سال.[15]
[1]- بلوكباشي، علي؛ نوروز، تهران، دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1380، ص 10.
[2]- يعقوبي، ابن واضح؛ تاريخ يعقوبي، ترجمه محمد ابراهيم آيتي، تهران، علمي و فرهنگي، 1371، چاپ ششم، ج1، ص 117.
[3]- مسعودي، علي بن حسين؛ مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، علمي و فرهنگي، 1374، ج1، ص 218.
[4]- مسعودي، علي بن حسين؛ التنيه و الاشراف، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، علمي و فرهنگي، 1365، چاپ دوم، ص 196.
[5]- فردوسي، ابوالقاسم؛ شاهنامه فردوسي، تهران، بروخيم، 1314، ج1، ص 26-25.
[6]- عاملي، شيخ حر؛ وسائل الشيعه، قم، آل البيت (عليهمالسّلام)، 1409، ج8، ص 173.
[7]- حلي، ابن فهد؛ مهذب البارع، قم، جامعه مدرسين، 1407، ج1، ص 191.
[8]- مجلسي، محمدباقر؛ بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، 1404، ح56، ص 101.
[9]- همان، يكي از محققان مينويسد: «اسلام عيد نوروز را نه به طور كلي رد نموده و نه به صورت كلي قبول كرده است بلكه اسلام يكسري از كارهاي خوب نوروز كه جنبه الهي داشت و سعادت بشر در آن بود قبول كرد و به آن جهت شرعي و اسلامي داد و جهات منفي و بدش را كه بوي شرك و خرافات و انحراف ميداد ممنوع نمود. محمدي نيا، اسدا...، اعياد اسلامي و نوروز، قم، نصايح، 1376، چاپ اول، ص 41.
[10]- نحوه خواندن اين نماز در مفاتيح الجنان در اعمال عيد نوروز ذكر شده است.
[11]- عاملي، شيخ حر؛ پيشين، ج8، ص 173.
[12]- همان، ج3، ص 335.
[13]- قمي، شيخ عباس؛ مفاتيح الجنان، اعمال عيد نوروز، ص 559.
[14]- همان، ص 558.
[15]- همان، ص 559، خصوصاً دعاي «يا مقلب القلوب و الابصار...»
[ پنج شنبه 1 فروردين 1391
] [ 1:26 ] [ علی امیری ]
[ هفت سین قرآن مجید"![]() 1- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/58)" از جانب پروردگار [ی] مهربان [ به آنان] سلام گفته می شود." این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا ، چنان روح انسان را در خود غرق می کند و به او لذت ، شادی و معنویت می بخشد ، که با هیچ نعمتی برابر نیست ، آری شنیدن ندای محبوب ، ندایی آمیخته با محبت و آکنده از لطف ، سرتا پای بهشتیان را غرق سرور می کند ، که یک لحظه ی آن بر تمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد. از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده : " در همان حال که بهشتیان غرق در نعمتهای بهشتی هستند نوری بر بالای سرایشان آشکار می شود ؛ نور لطف خداوند که بر آنها پرتو افکنده است. پس ندایی بر می خیزد که "سلام بر شما ای بهشتیان" ، نظر لطف خداوند چنان بهشتیان را مجذوب می کند که از همه چیز جز او غافل می شوند ، و همه نعمتهای بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می سپارند. 2- سلامٌ علی نوح ٍ فی العالمین . ( صافات /79)" درود بر نوح در میان جهانیان." چه افتخاری از این برتر و بالاتر که خداوند بر حضرت نوح علیه السلام ، سلام می فرستد ، سلامی که در میان جهان و جهانیان باقی می ماند و تا دامنه قیامت گسترده می شود ، سلام خدا توأم با ثناء جمیل و ذکر خیر بندگانش در قرآن کریم ؛ کمتر سلامی به این گستردگی و وسعت درباره کسی دیده می شود ، به خصوص اینکه لفظ " العالمین" معنی وسیعی دارد که نه تنها همه انسانها ، بلکه عوالم فرشتگان و ملکوتیان را نیز در برمی گیرد. 3- سلامٌ علی اِبراهیم . ( صافات/109)" درود بر ابراهیم." در آیات پیش از این آیه ، به چگونگی بشارت دادن فرزندی بردبار و پراستقامت بر حضرت ابراهیم ، و جریان دستور ذبح اسماعیل - فرزند ایشان - و تسلیم بودن هر دوی آنها بر این امر به میان آمده است ک پس از یاد آوری این قضایا ، خداوند می فرماید: سلام بر ابراهیم [ آن بنده مخلص و پاک باد.] 4- سلامُ عـَلی موُسی و هارون . (صافات/120)" درود بر موسی و هارون." درآیات پیش از این آیه ، خداوند ضمن آیاتی ، جریانات حضرت موسی و هارون را نقل می فرماید: - ما این دو برادر و قوم آنها را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم . ( صافات/115) - ما آنها را یاری کردیم تا آنها بر دشمنان نیرومند خود پیروز شدند . ( صافات/116) - ما به آن دو ، کتاب آشکار دادیم . ( صافات/117) - ما آن دو را به راه راست هدایت نمودیم . ( صافات/118) - ما ذکر و یاد خیر آنها را در اقوام بعد باقی وبرقرار ساختیم . ( صافات /119) و بعد از یادآوری موارد فوق خداوند برآن دو سلام می رساند. سلامی از ناحیه پرودگار بزرگ و مهربان. سلامی که رمز سلامت در دین و ایمان در اعتقاد و مکتب، و در خط و مذهب است. سلامی که بیانگر نجات و امنیت از مجازات و عذاب این جهان و آن جهان است. 5- سلامُ علی آلِ یاسین . ( صافات/130)" درود بر پیروان الیاس" (1) خداوند می فرماید: ما نام نیک الیاس را در میان امتهای بعد جاودان کردیم.( صافات /129) امتهای دیگر ، زحمات این انبیاء بزرگ ( الیاس وسلاله ی او ) را که در پاسداری خط توحید، و آبیاری بذر ایمان منتهای تلاش و کوشش را به عمل آوردند ، هرگز فراموش نخواهند کرد ، و تا دنیا برقرار است یاد و مکتب این بزرگ مردان فداکار زنده و جاویدان است. تعبیر به " ال یاسین" به حای" الیاس" یا به خاطر این است که ال یاسین لغتی در واژه " الیاس" بوده و هر دو به یک معنی است ، و یا اشاره به الیاس و پیروان او است که به صورت جمعی آمده است. 6- سلامٌ عـَلیکُم طِبتُم فادخـُلوُها خالدین . ( زمر/73)" ... سلام برشما ، خوش آمدید ، در آن درآیید [ و] جاودانه [ بمانید] در این آیه ، خداوند می فرماید که بهشتیان وقتی به بهشت می رسند ، در حالی که درهای آن گشوده شده است ، در این هنگام نگهبانان بهشت ، آن ملائک رحمت به آنها می گویند : سلام بر شما ، گوارا باد این نعمتها بر شما ، داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید. 7- سلامُ هیَ حتّی مَطلَعِ الفـَجر. ( قدر/5)" [ آن شب] تا دم صبح ، صلح و سلام است . " این آیه ، در توصیف شب قدر است . آن شبی است که قرآن درآن نازل شده و عبادت و احیاء آن معادل هزار ماه است ، خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می شود و رحمت خاص الهی شامل بندگان می گردد و فرشتگان و روح در آن شب نازل می گردند. پی نوشت : (1) در تفسیر قمی در ذیل آیه اتدعون بعلا آمده كه قوم الیاس ( علیه السلام ) بتی داشتند كه آن را بعل می نامیدند / (و در كتاب معانی به سند خود از نوح قادح از امام صادق ( علیه السلام ) از پدرش از پدران بزرگوارش از علی ( علیهم السلام ) روایت كرده كه درباره آیه سلام علی آل یس فرمود : یس رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) است / و آل یس ما هستیم / مؤلف : و از كتاب عیون از امام رضا ( علیه السلام ) نظیر این حدیث روایت شده / و البته این دو روایت بر این مبنی صحیح است كه ما آیه را به صورت آل یس بخوانیم ، همچنان كه در قراءت نافع و ابن عامر و یعقوب و زید این طور قراءت شده / [ پنج شنبه 29 اسفند 1390
] [ 1:23 ] [ علی امیری ]
[
برچسبها: تکامل و قران و اسلام [ جمعه 28 اسفند 1390
] [ 1:59 ] [ علی امیری ]
[ موضوع بحث پیدایش انسان از نظر علم و از نظر قرآن است ابتدا درباره پیدایش انسان از دیدگاه علم مطالبی را مطرح می کنم. تحقیقات علوم طبیعی و مطالعات علمی در زمینه شناخت طبیعت، روش و شیوه ای دارد که بیشتر بر مشاهدات عینی خارجی، تجربیات آزمایشگاهی، بررسی های تطبیقی، و نتیجه گیری های علمی از این مشاهدات و تجربه ها و بررسی ها تکیه دارد، و باید هم چنین باشد. باید بپذیریم که شیوه های مورد استفاده در این قرن های اخیر در زمینه شناخت طبیعت، شیوههای پیشرفته، آگاهی بخش و پرثمری بوده است . برچسبها: تکامل [ جمعه 25 اسفند 1390
] [ 1:58 ] [ علی امیری ]
[ |
|
|
[ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |